غدیر بازگشت به اصل وحدت است

«عید غدیر بزرگ‌ترین اعیاد اسلامی است و شایسته گرامیداشت همگانی است، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی مسئله غدیر می‌فرمایند: «مسئله‌ی امامت و مسئله‌ی ولایت و زنده نگهداشتن غدیر، به یک معنا زنده نگهداشتن اسلام است. مسئله فقط مسئله‌ی شیعه و معتقدین به ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیست. اگر ما مردم شیعه و مدعی پیروی از امیرالمؤمنین حقیقت غدیر را درست تبیین کنیم، هم خودمان درک کنیم، هم به دیگران معرفی کنیم، خود مسئله‌ی غدیر میتواند وحدت‌آفرین باشد.» ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
به مناسبت فرارسیدن عید سعید غدیر خم، بخش فقه و معارف پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام‌والمسلمین حامد کاشانی، پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعادی از مسئله‌ی غدیر را مورد بررسی قرار داده است.

 با توجه به این که شناخت صحیح غدیر برای تحلیل این واقعه شرط اساسی است، به عنوان اولین سؤال بفرمایید اجمالاً ماجرای غدیر چه بوده است؟
اصل ماجرای غدیر بر اساس آن‌چه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بیان ‌کرده‌اند، این است که رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله ۲۳ سال در مسیری تلاش کردند که همانا مسیر هدایت بود. برای استمرار این مسیر هدایت لازم بود شخص دیگری پس از پیامبر آن را ادامه بدهد. متأسفانه اما این متوقف شد و پروژه‌ی نبوت که بسیار موفق پیش می‌رفت، دچار یک خلأ اساسی شد و ۲۵ سال یک چاله‌ی عمیق بین رفتار ظاهری نبوت و ولایت پدید آمد.
همان‌ طور که نبوت و نبیّ را کسی جز خدا نمی‌تواند تعیین کند، آن کسی را هم که بنا بود این مسیر را ادامه بدهد، طبیعتاً مردم نمی‌توانستند تعیین کنند و مصداقش را بشناسند؛ باید خداوند او را معرفی کند و پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله از قول خداوند در اتفاق غدیر خُم همین را بیان فرمودند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند ما قائلیم کسانی که مسیر هدایت نبوت را دچار توقف یا تشتت کردند، عملاً گمراه شدند. البته پرواضح است کسانی که دستشان به حقیقت نرسیده و جزو قاصرین حساب می‌شوند، از موضوع بحث ما خارج‌اند، مثل کسانی که فرضاً در یک قاره‌ی دیگری بودند و نبوت رسول خدا به آن‌ها نرسید و طبیعتاً آن موقع مسلمان نشدند. البته این‌ها در عقاب و ثواب با بقیه متفاوتند و خداوند با آن‌ها به عدالت یا فضل خودش رفتار خواهد کرد و ما در این بحث‌مان به آن‌ها کاری نداریم.

 یکی از مسائل مورد تأکید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «تبیین وحدت‌آفرین از واقعه‌ی غدیر» است. وحدت از نگاه ایشان در موضوع غدیر را چگونه می‌توان تفسیر نمود؟
خود مسأله‌ی غدیر خط‌کش تمایز بین حق و باطل است. هر طرفی که غدیر را قبول داشته باشد، طرفی است که می‌خواهد نبوت را استمرار بدهد. متقابلاً طرفی که غدیر را قبول نداشته باشد، طرفی است که می‌خواهد مسیر هدایت را ببُرد و عملاً نبوت را متوقف کند و چون زورش به نبوت نرسیده، سعی کرده ادامه و تالی آن را ببُرد. طبیعتاً تنها یک طرف حق است و یک طرف باطل. شاید واضح‌ترین تعابیر در این باره را حضرت امام هادی علیه‌السّلام در زیارت غدیریه دارند که سندش هم کاملاً معتبر است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روز اول فروردین سال ۹۷ که مصادف با سوم ماه رجب و روز شهادت امام هادی بود، فرمودند از این امام بزرگوار دو زیارت مهم رسیده؛ یکی زیارت جامعه‌ی کبیره و یکی زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر است. شما همین زیارت‌نامه را که با این تکریم از آن یاد می‌کنند، اگر جملاتش را بخوانید، تعجب می‌کنید و پس از دقت و تأمل در تعابیر حضرت امام هادی علیه‌السّلام معنی واقعی وحدت را نیز متوجه می‌شوید.

امام هادی علیه‌السّلام در این زیارت خطاب به حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرمایند«أَشْهَدُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنَّ الشَّاکَّ فِیکَ مَا آمَنَ بِالرَّسُولِ الْأَمِینِ»(۱) شهادت می‌دهم ای امیر مؤمنین که شک‌کننده‌ی در تو، اصلاً به رسول امین ایمان نیاورده است. چرا؟ چون در همین زیارت داریم «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا دِینَ اللَّهِ الْقَوِیمَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ»، سلام بر تو ای دین قویم پایدار و ای صراط مستقیم آن«أَشْهَدُ أَنَّکَ الْمَعْنِیُّ بِقَوْلِ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ «وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیماً.»» امام هادی علیه‌السّلام می‌فرمایند: شهادت می‌دهم که این گفته و آیه‌ی خدای عزیز رحیم که «و این صراط من مستقیم است» تو هستی. تو صراط مستقیم هستی و طبیعتاً کسی که در صراط مستقیم شک کند، انگار در نبوت شک کرده و کسی که در شک نسبت به نبیّ و نبوت است، انگار ایمان نیاورده است.

اعتقاد هیچ وقت تعطیل و متوقف و ساکت نمی‌شود و دوره‌ای نیست. اعتقاد همیشگی و دائمی و شبانه‌روزی است و از بدو تولد تا لحظه‌ی مرگ هست و هیچ وقت هم متوقف نمی‌شود.


گاهی تندتر از این تعابیر هم دارد. مثلاً «فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ سَاوَاکَ بِمَنْ نَاوَاکَ». لعنت خدا بر کسانی که تو را با دشمنانت هم‌طراز پنداشتند یا کسانی که دشمنان تو را پیروی کردند. این زیارت تعابیری از این دست فراوان دارد و طبیعتاً خیلی عجیب است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در موضع رهبری می‌توانستند اسمی از زیارت غدیریه نبرند، چون زیارت مشهوری در بین عموم مردم نیست؛ اگرچه سندش از زیارت جامعه هم مهم‌تر است. اگر زیارت‌های غدیریه را شما ببینید، اغلب‌شان یک قرائت کاملاً تندِ پررنگ و البته منطقی دارند. خب حالا این محتوای زیارات و تعابیر آن را چطور با مسأله‌ی وحدت جمع کنیم؟
ما این بحث را داریم که شیعه عقایدی دارد که این‌ها را ما عقاید اصیل اسلامی می‌دانیم. از جمله همین که اعتقاد هیچ وقت تعطیل و متوقف و ساکت نمی‌شود و دوره‌ای نیست. اعتقاد همیشگی و دائمی و شبانه‌روزی است و از بدو تولد تا لحظه‌ی مرگ هست و هیچ وقت هم متوقف نمی‌شود. اگر کسی «دین الله القویم» را نداشته باشد، اصلاً‌ انگار دینی ندارد و ایمانش ناقص است، اما آیا نتیجه‌ی این حرف این است که ما هر جا که رسیدیم، این را بیان کنیم؟ نه، می‌گوییم این یک بحث اعتقادی است، اما ابراز آن یک بحث دیگر است. ابراز یعنی من فریاد بزنم «أشهَدُ أنَّ عَلِیّاً وَلیُّ اللّه» یا مثلاً‌ «اللّهُمَّ العَن قَتَلَهَ أمیرِالمُؤمِنین» یا حتی از این هم صریح‌تر بگوییم.

اعتقاد قلبی اصلاً توقف ندارد و تندروی و افراط هم نیست اما وقتی می‌خواهم این اعتقاد قلبی را بیان کنم، از ساحت اعتقاد می‌آید به ساحت عمل و فقه. اعتقاد عقیده و کلام است اما ابراز آن می‌شود فقه. فقه هم تابع شرایط است.

اعتقاد قلبی اصلاً توقف ندارد و کمرنگ هم نباید بشود و تندروی و افراط هم نیست. اعتقاد قلبی یک اعتقاد جازم است، اما وقتی می‌خواهم این اعتقاد قلبی را بیان کنم، از ساحت اعتقاد می‌آید به ساحت عمل و فقه. اعتقاد عقیده و کلام است و «عِقدُ القَلب» است و باید محکم به آن پافشاری کنیم، اما ابراز آن می‌شود فقه. فقه هم تابع یکی از احکام خمسه است؛ یا واجب است یا حرام است یا مستحب یا مکروه یا مباح. طبیعتاً در جایی که مفسده‌ای نیست، حکم اولی و عنوان اولی این است که این عقاید را ابراز کنیم؛ هم ولایت امیرالمؤمنین را و هم برائت از دشمنان ایشان را. در عمل به فقه اما گاهی عنوان ثانوی و تزاحم پیش می‌آید. فرض کنید بحث مصلحت پیش می‌آید، بحث حفظ دماء و جان مسلمین یا موضوعات کوچک‌تر مثل تقیه‌ی مداراتی یا بحث تحریک نکردن احساسات دیگران پیش می‌آید، برای این که ما دشمن یا دوست را الان وسط این هوای گرگ و میش نباید تحریک کنیم. طبیعتاً این‌جا تقیّه داریم، سکوت داریم، رده‌بندی عقاید داریم و این هم از واضحات تشیّع است.

پس این اشکال که می‌گویند مگر شیعه نیستید، پس چرا بیان نمی‌کنید؟ می‌گوییم تشیع مال اعتقاد است و ابرازهایش در فقه است و این ابراز قطعاً تابع شرایط استبنابراین قاعده‌ی کلی این است که ما دو ساحت و زمینه داریم؛ تفکرات شیعه در اعتقاد هیچ‌وقت نباید تعطیل شود، اما در ابراز اعتقادات رده‌بندی داریم.

حالا چطور این وحدت رخ می‌دهد و نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بحث وحدت چیست؟ من اگر با یک غیر شیعه‌ای برخورد داشته باشم که به غدیر به آن معنایی که من معتقدم معتقد نباشد، اولاً او را قاتل حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نخواهم دانست. من که شاید بیست سال است در این زمینه کار می‌کنم، حدس قریب به یقین دارم که بیش از ۹۰ درصد از جامعه‌ی اسلامی غیر شیعی اصلاً این حرف‌ها را نمی‌دانند. اصلاً نمی‌دانند و خبر ندارند که بنی‌امیّه چه بلایی سر اسلام آورده! چه دسیسه‌هایی که در روایات نشده! چه کتمان‌ها که نشده! چه دفن‌هایی که صورت نگرفته! چه تحریف‌هایی که رخ نداده! خبر ندارند. بنده با یکی از شارحان صحیح بخاری گفت‌وگو می‌کردم، اطلاعات ایشان از من درباره‌ی صحیح بخاری کمتر بود. خب وای به حال شاگردانش و مردم.

اگر با یک غیر شیعه‌ای برخورد داشته باشم که به غدیر به آن معنایی که من معتقدم معتقد نباشد، اولاً این دشمن من نیست. ثانیاً اگر آن برائت در قلب و عقیده‌ی من جازم است، آن نسبت به دشمنان است و نه نسبت به این برادرم که خبر ندارد.


پس اولاً این دشمن من نیست. ثانیاً اگر آن برائت در قلب و عقیده‌ی من جازم است، آن نسبت به دشمنان است و نه نسبت به این برادرم که خبر ندارد. لذا شما می‌بینید اگر از کسانی که معاند بودند، می‌رفتند پیش اهل بیت و احیاناً جسارتی می‌کردند، حضرات علیهم‌السّلام به مقتضای آنان پاسخ می‌دادند. مثل امام حسن علیه‌السّلام که به مُغَیره یک‌جوری پاسخ دادند، اما آن‌جایی که یک آدمی از راه رسید که فضای رسانه‌ای او را گول زده بود و ‌آمد و دشنام داد، هم از امام مجتبی علیه‌السّلام داریم، هم از امام سجاد علیه‌السّلام و هم از امام کاظم علیه‌السّلام که خیلی نرم با این‌ها برخورد می‌کردند، تحویل‌شان می‌گرفتند، طعام به آن‌ها می‌دادند، چون می‌دانستند رسانه این را گول زده است و‌ قاصر است. قاصر با مغیره فرق می‌کند. رفتار ما با مغیره و قُنفذ متفاوت است. اهل بیت دو جور برخورد می‌کردند و تنوع رفتار داشتند.

آیا ما می‌توانیم در جامعه‌ی اسلامی بین همه‌ی فرقه‌های اسلامی برادرانه رفتار کنیم؟ جواب این است که هم از جهت تئوریک می‌توانیم و هم از جهت عملگاهی در فضای جامعه‌ی جهانی یک هشتگی داغ می‌شود، می‌روند سراغ شیعه و بقیه را فراموش می‌کنند. اختلافات ازبین‌رفتنی نیست مادامی که اجتهاد هست و حضور معصوم نیست. امکان ندارد اختلاف پیش نیاید و حتی درون تشیع هم همین است. اگر ما بخواهیم در عمل رفتار برادرانه نداشته باشیم، لابد در جامعه‌‌ی شیعه هم اخباریون و اصولیون باید همدیگر را تکفیر کنند و فحاشی کنند و لابد بین مکتب تفکیکی‌ها با اهل فلسفه و بین اهل عرفان با اهل حدیث هم اختلاف پیش می‌آید. پس اگر بخواهیم در رفتار و تعایش ملاک را بر اختلافات بگذاریم، درون شیعه هم منهدم می‌‌شود. اگر با این نگاه باشیم، شیعه و شیعه هم با هم نمی‌توانند زندگی کنند، چه برسد به شیعه و سنی یا مسلمان و مسیحی.

در حالی که اگر آن وحدت رویه در ذهن باشد، همه‌ی کسانی که به جبهه‌‌ی توحید کمک می‌کنند، همه در یک جبهه قرار می‌گیرند؛ بدون این که بخواهیم بی‌جهت همدیگر را تطهیر کنیم. مثلاً‌ اگر ما الان با روسیه در یک فضایی همراهی داریم، به این معنی نیست که ما از عقایدمان دست بکشیم، بله طبیعتاً در آن نشست و گفت‌وگویی که داریم، درباره‌ی تمایزات اعتقادی‌مان بحث نمی‌کنیم و راجع به مشترکات بحث می‌کنیم. به سبب این که در یک جبهه‌ی بزرگ توحیدی قرار می‌گیریم، لزومی ندارد حتماً تمایزات‌مان را از بین ببریم و این خطرناک استما یک تمایزات فکری با اهل سنت، با مسیحیت، با یهودیت و با دیگر ادیان داریم، اما اگر در یک جبهه قرار گرفتیم، در حکم آیه‌ی شریفه‌ی «تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إلاّ اللَّه وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا»(۲) هستیم. وقتی به جبهه‌ی توحید کمک می‌کنیم، از عقایدمان حتی به اندازه‌ی یک ارزن دست نمی‌کشیم و به قول شهید مطهری از یک مستحب هم کوتاه نمی‌آییم، اما به این معنی نیست که دیگران را انکار کنیم یا بخواهیم آن‌ها را در جبهه‌ی خودمان بیاوریم.

رهبر انقلاب در غدیر سال ۸۸ به صورت مفصل درباره‌ی غدیر و اثبات حقانیت امیرالمؤمنین سخنرانی می‌کنند، ممکن است بگویید چه لزومی داشته که در این سال شلوغ و فتنه‌ ایشان به غدیر بپردازند؟ به نظر من اتفاقاً می‌خواهند بفرمایند برگردید به اصل وحدت؛ به امیرالمؤمنین. امیرالمؤمنین وحدت‌بخش است.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای وقتی می‌گویند وحدت داشته باشیم، همه‌ی این ملاحظات را با هم دارند. وقتی رهبر انقلاب در غدیر سال ۸۸ یک سخنرانی(۳) می‌کنند که شاید مبسوط