برای مشاهده و دریافت فایل PDF بسته مستندات این جلسه، اینجا کلیک نمایید.

 

 

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
پشت به اقیانوس هرگز دعای باران مستجاب نمی‌شود، امشب به زیارت نواحی فریاد تو آمده‌ام و لبانم سربلند اعتراف می‌کند، اگر گلوی تو نبود عقل این حنجره هرگز به فریادهای بلند قد نمی‌داد. اگر گلوی تو نبود. باید برخیزم و رو به اقیانوس انتظار، شمایل امروزینت را از دیوار بوسه بیاویزم، شاید دلم این دعای قدیمی در آستانه‌ی نام تو مستجاب شود. السلام علیک یا أباعبدالله…
سلام می‌کنم به دوستان عزیزم، بینندگان خوب و نازنین، آنهایی که با کوله‌باری از اشک و حسرت و آه، این روزها با دلشان راهی سیدالشهداء شدند. انشاءالله این زیارت از راه دور شما قبول باشد. به سمت خدای امروز خیلی خوش آمدید. حاج آقای کاشانی سلام علیکم و رحمه الله خیلی خوش آمدید.
حاج آقای کاشانی: سلام علیکم و رحمه الله، بنده هم خدمت حضرتعالی و همه بینندگان سلام می‌کنم. امیدوارم انشاءالله به زودی صحن و سرای سیدالشهداء (ع) را همه توفیق زیارت پیدا کنند.
شریعتی: انشاءالله، این هفته در راستای تحلیل حرکت قیام سیدالشهداء که نکته‌های نابی شنیدیم، بحثمان را ادامه می‌دهیم.
حاج آقای کاشانی: بسم الله الرحمن الرحیم، امروز که هجدهم ماه صفر هست یک شخصیت بی نظیر و استثنایی سالروز وفاتش است که ۱۳۰۶ قمری، قریب به حدود ۱۴۰ سال پیش به رحمت خدا رفت، مرحوم آیت الله میرحامد حسین(ره). من خیلی تأسف می‌خورم در این بیست سال که واله و شیفته او هستم شبیه او نشدم. انصافاً اگر کسی به آثار این مرد عجیب آشنا شود، یقین می‌کند که «وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا» (عنکبوت/۶۹) بعضی وقت‌ها بدون ابزارهای رایانه امروزی ایشان جستجو و پیگیری‌هایی که کرده، نحوه جواب‌هایی که داده بارها و صدها بار من از جا بلند شدم و راه رفتم که این مرد چقدر کار کرده است. چقدر زحمت کشیده و غیور به دین بوده، چقدر خدمت کرده است. فقط هم به جهان تشیع نه، یه شعیان خدمات عجیبی ارائه کرده است. به جهان اسلام خدمت کرده است. با اینکه وضع مالی خوبی نداشته کتابخانه‌ای تأسیس می‌کند، خاندان او قبل از او هم داشتند ولی زمان ایشان کتابخانه رونق عجیبی پیدا می‌کند و نسخه‌هایی از کتاب‌های گمشده که در تاریخ نیست، در کتابخانه ایشان تک نسخه وجود دارد. یعنی در جهان اسلام آن نسخه نیست، جز در کتابخانه میرحامد حسین، یکی کتاب «المُنمق» است، اصل نسخه برای کتابخانه مرحوم میرحامد حسین است، در کل دنیا یک دانه بوده وقتی کشورهای عربی غیر شیعه این را چاپ کردند، تصریح کردند رفتیم کتابخانه ناصریه، آنجا از روی نسخه نوشتیم. کتاب دیگری به نام «المستوفی» عکس از نسخه خطی است. این کتاب هم گم شده بود و در عالم نیست جز این یکی، در لکنو هند است. یک نمونه هم کتاب تک نسخه‌ای است که از بین رفته، چون در مورد اینکه بعضی بنی امیه شراب خوردند و حد خوردند، چون طرفداران این سلاطین نمی‌خواستند، کتاب را با جوهر خراب کردند. طوری خط خطی کردند که اسم این افرادی که شراب خوردند و حد خوردند معلوم نباشد.
یکی از خدمات عجیب ایشان خدمات کتاب شناسی ایشان، از جهت مصادر که حفظ کردند برای شیعه و سنی و مسلمان، دوم دایره المعارف، نه ویکی پدیا‌ که در آن پر از غلط است. یک دایره المعارف سیار، از نجف مرحوم حاجی نوری نامه می‌زند که نسخه این کتاب کجاست از این برای من پیدا کن، هم در هند و هم در نجف که مرکز علم است، در حدیث شناسی، در فقه برادران اهل سنت و در فرق و مذاهب، خِریت فن است و از جهت خدمات علمی بی نظیر است. آثار خودش هم بی اغراق، نظیر ندارد در تاریخ تشیع، اگر بگویم مرحوم علامه امینی یک از شاگردان او محسوب می‌شود به علامه امینی احترام گذاشتند. اگر به او گفته شود شاگردی از شاگردان مرحوم میر حامد حسین، مفتخر شده است. حقاً زحمات عجیبی کشیده است. آثار ایشان کم است و بین بعضی خواص محور خواص است. ایشان طوری بین برادران حنفی، و سلفیان همیشه درگیری‌هایی در تاریخ بوده است. با سلفی‌ها درگیری‌های فراوانی داشتند از قدیم الایام، سلفی‌ها به امام ابوحنیفه جسارت می‌کردند، حنفیان هم دفاع می‌کردند و نقد می‌کردند.
مرحوم میرحامد حسین(ره) در کتاب «استقصاء» که هنوز چاپ نشده و امیدواریم به زودی چاپ شود، در آنجا یک جایی به مناسبت یک نقدی به عزیزان حنفی می‌کند. سلفیان با اینکه میرحامد حسین را قبول ندارند، برای اینکه بخواهند بنویسند، کل نقدشان را به ابوحنیفه کپی و سرقت علمی از آثار میر حامد حسین کردند. طوری حرف زده که دیگران حتی غیر شیعه گفتند این عجب حرف درستی است و بلکه کتاب کلاً سرقت علمی است. بزرگان مذاهب مختلف برای اینکه از کتابخانه ایشان بهره‌مند شوند در مجلس روضه او مجبور بودند شرکت کنند که یک راهی باز کنند و بگویند: کتاب‌هایت را بگذار استفاده کنیم. این بزرگوار عجیب نسبت به سیدالشهداء حساس بود. خیلی‌ها نوشتند و مرحوم شیخ آقا بزرگ هم در کتاب طبقات اعلام خود نوشته که روضه خوان رفت روی منبر روضه بخواند. مرحوم میرحامد حسین در مجلس بود. شروع کرد به روضه خواندن، یک ذره که خواند و هنوز وارد ذکر مصیبت نشده بود، صداها بلند شد. نخوان! چرا؟ گفتند که سید غش کرده از دنیا می‌رود. یعنی برای شنیدن روضه سیدالشهداء تحمل نداشت. این بزرگوار در نامه‌هایش هست که اینقدر برای عاریه گرفتن و قرض گرفتن کتب مختلف به دوست و دشمن رو زدم برای اینکه حقایق را برای شما ثبت کنم حد ندارد. خداوند انشاءالله بما غیرت دینی، اهتمام، تلاش و اعتلای حقیقت اسلام را عطا کند. مرحوم میرحامد حسین اصالتاً خود و پدرش هندی است و در منطقه‌ی لکنو زندگی می‌کرد، ولی با یک فاصله‌ای نیشابور اجدادشان بودند. انشاءالله امروز ایشان دعاگوی ما باشد و امیدواریم جزء رفقای ایشان در بهشت محسوب شویم.
شریعتی: انشاءالله قدر این مجاهدان علم و کلام را بدانیم و این یک جور قدرشناسی از ایشان باشد.
حاج آقای کاشانی: برای من همین افتخار بس که خدا به من اجازه بدهد از او سخن بگویم. ما جلسات گذشته که عزیزان هم پیغام می‌دهند و تشکر می‌کنند و یکی دو نفر هم گله کرده بودند بحث تخصص شده است. ده دوازده سال پیش که بیشتر در هیأت‌های دانشجویی حرف می‌زدم، بعضی می‌گفتند: مگر داری مقاله می‌خوانی؟ گفتم: من برای شما احترام قائل هستم و شما باید بعد از پنج سال نشستن و شنیدن رشد کرده باشید و اگر بحثی خطا دارد خوب است گله کنید ولی اگر سطح بحثی بالاست، توقع می‌رود از برنامه‌ای که دوازده سال دارد کار می‌کند، حتماً باید رشد کند و به مخاطب احترام می‌گذاریم. گاهی ممکن است بیان و ادبیات من خوب نبوده و بحث روشن نبوده است. هر سال بالای هشتاد نود درصد از جامعه ما حتی ارمنی‌های عزیز درگیر امام حسین هستند. در مسیر اربعین از همه قشری می‌بینیم، کسی که عالم را اینطور بیچاره کرده ما باید به او نزدیک شویم که حقیقت این کار چه بود. چون مسأله ماست، غیر از اینکه ما با گوشت و پوست خود حس می‌کنیم، جایی که مظلوم می‌شویم و یک طرف ظلم و بدعت است، پشت و پناه و دلگرمی ما تأسی به سیدالشهداء است.
به اینجا رسیدیم که سیدالشهداء(ع) دنبال چند چیز بود. حرکت‌های ظاهری حضرت را رصد می‌کنیم. رفتار ظاهری حضرت، سخنوری‌های حضرت، کلام و گفتگوهای حضرت با افراد مختلف را که رصد کردیم برداشت کردیم حضرت دو مرحله داشت. اول قیام اصلاحی و اعتراضی و مدنی و تربیتی و تبلیغی و نظامی نیست. ۱- بدانید بدعت‌های عظیمی رخ داده است. یک نفر در ماه رمضان در خیابان روزه خواری می‌کند. این وظیفه شخصی است که یک نفر به نفر دیگر تذکر بدهد یا فرض کنید من با برادرم اختلاف مالی دارم و پولش را نمی‌دهم و شما مرا نهی از منکر می‌کنید. یکوقت مسأله پیچیده است. در این ماجرا روزه‌خواری در ماه رمضان یا پول ندادن به برادرم، یا اجاره ندادن به صاحبخانه، اینها را همه می‌فهمند و اگر شما تذکر بدهی، در امر به معروف و نهی از منکر هست و در کتب فقهی آمده و علما هم فرمودند. اما یکوقت یک بدعت عظیمی رخ داده است. وقتی بدعتگر سلطان جامعه است. پول و زور و نیروی نظامی و یکسری آخوند درباری، عالمانی که پول و اعتبار از حکومت می‌گیرند دارد، وقتی می‌خواهد بدعت انجام بدهد، زیر ساخت شرعی برایش درست می‌کنند. ثروت و قدرت و رسانه و تزویر دینی، اینجا اگر سیدالشهداء بخواهد اعتراض کند، اگر به روزه‌خواری بگویید: عزیزم، فدایت شوم، ماه مبارک رمضان حیف است. دیگر نمی‌گوید روزه چیست؟ در ماه رمضان باید خورد. ممکن است بگوید: به شما مربوط نیست ولی نمی‌گوید: در ماه رمضان باید خورد. اقلش این است که حکمش معلوم است. حکم روزه معلوم است. حکم اینکه من بدهی‌ام را به برادرم چک دادم، همه می‌گویند: بدهکار هستی و باید بدهی. اما وقتی یک بدعت عظیمی رخ می‌دهد مثل اینکه اگر با من بیعت نکنید گردن شما را می‌زنم، پسر پیغمبر را می‌کشم!! چه بدعتی از این بالاتر؟ پیغمبر کسی را زورکی کسی را زیر یوق حکومت آورده یا امیرالمؤمنین و اسلام؟ در قرآن و روایات داریم اگر دیدید غیر مسلمانی در یک دیری هست و کاری به شما ندارد و پیمانی نشکسته است. حتی در مواردی بین مسلمین و اهل کتاب آنجایی که خیانت می‌کردند و پیمان می‌شکستند اختلاف می‌شود، اگر راهبی است در یک دیری است حق ندارید به او ظلم کنید. برو حتماً مسلمانش کن!
امیرالمؤمنین در نامه‌ای که محمد ابن ابی‌بکر در مصر نوشت، فرمود: با نامسلمان‌ها نجنگ، اگر اینها به قوانین پای‌بند هستند و همراه هستند، به آنها خدمات بده. ما زوری کسی را مسلمان نمی‌کنیم. حالا این طرف امیرالمؤمنین و پیغمبر     این کارها را نمی‌کنند، یزید می‌گوید: اگر حسین بن علی با من بیعت نکرد بکشید، اسب بتازانید. چه بدعتی از این بالاتر؟ چه دیکتاتوری و استبدادی از این بالاتر؟ آن هم کسی که می‌خواهد شاخص‌های دین را، در مسیر نجف کربلا علامت‌ها بود، شاخص است که راه را گم نکنی. معالم دین یعنی